عبد الله احمديه
143
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
مثقال بعد از ناهار مىكشم و به محض كشيدن ترياك معدهام نفخ مىكند . در 25 سال قبل دچار معده درد شدم كه هربار با خوردن مختصرى عسل تسكين مىيافت . اين درد مستمر نبود و هر از چندى عود مىكرد . براى درمان به پزشك خانوادگى رجوع مىكردم . شربت مسكنى كه تركيبى از نعناع بود مىداد . پس از دو روز استفاده از آن ناراحتىام رفع مىشد . بعضى اوقات اندكاندك درد مىگرفت ولى دردى كه موجب بسترى شدنم گردد نبود . اعتياد ديگرم به مشروب بود كه حدود سى سال به درازا كشيد . حال چهار پنج سال است كه آن را ترك نمودهام . اخيرا دو سه گيلاس مشروب خوردهام و گمان مىكنم اين درد معده ناشى از آن باشد . در سال 1299 درد معدهام شدت يافت . چند روزى بسترى بودم تا معالجه شدم . در سال 1300 به سوزاك و زخمى كه گويا شانكر بود دچار شدم . با تزريق « نئوسالوارسان » و داروهاى ديگر و شستشو بهبود يافتم . در سال 1314 باز به علت ابتلاء به سوزاك به ضيق مجرا مبتلاء و بعد معالجه شدم . در سال 1318 دملى بين نشيمن و بيضه پيدا شد كه فوق العاده ناراحتم كرد . ناگزير اقدام به عمل نمودم . از زمان انجام اين عمل نعوظ كامل صورت نمىگيرد . در عكسبردارى و آزمايشهاى مختلف از كليهها و حالب و مثانه ، عيب و علتى مشاهده نشد . پس از آن مسافرتى به اهواز و عتبات نمودم . در اين سفر كه دو ماه به طول انجاميد وضع مزاجم خوب بود . پس از مراجعت نيز تا حدود پنج ماه وضعيتم رضايتبخش به نظر مىرسيد . از آن تاريخ به بعد بعضى اوقات درد مختصرى پديدار مىشد كه با خوردن نبات و مسكنها بر طرف مىگرديد . درد معده در شب ، هنگام هضم غذا روى مىداد كه در شهريور 1320 با وجود همين مختصر درد معده به آقاى دكتر نيكروش مراجعه نمودم . همان روز با تزريق